مهدیس جونمهدیس جون، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره

مهدیس دختری از جنس ماه

اولین صحبت بابا

1391/11/27 1:12
نویسنده : مامان الهام
259 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام زیبای بابا.قربون چشمهای قشنگت بشمقلب,این اولین مطلبی است که برا دختر ماهم می نویسم. موقعی که متوجه شدیم که قراره شما بیای تو زندگی مامان و بابا خیلی خیلی خوشحال شدیملبخند. احساس خیلی خوبی داشتیم چون میدونستیم با ورودت زندگیمونو خیلی قشنگتر می کنی. بخاطر همین لحظه شماری می کردیم که شما به دنیا بیای. انتظار امدنت خیلی طول می کشید. ولی این انتظار خیلی قشنگ بود نمی دونم چرا ولی از موقعی که فهمیدم نی نی مون دختر, انتظار خیلی قشنگتر شد. تو این مدت مامان الهام خیلی اذیت شد ولی با این حال میدیدم که مامان خوبت چقدر مواظب شما بود.صبح 21 خرداد سال 91 رسید. جه روز خوبی بود. انتظار به سر رسیده بود تو بیمارستان کوثر شیراز صدای زیبای گریه دخترم به گوشم خورد. دخترم رو تو بغل گرفتم, تو گوش راستش اذان و تو گوش چپش اقامه خوندم . حس عجیبی داشتم. یه حس زیبا , حس بابا شدن. بابای یک نی نی زیبا و قشنگ. بابای مهدیس طلا. بابای یک دختر خوشرو چه لحظه زیبائی بود اون لحظه.از خدای مهربونی که این هدیه قشنگ رو بهم داده بود خواستم که بابای خوبی برا دخترم باشم, از خدا خواستم برکت زندگیمو ن به واسطه حضور دخترم بیشتر کنه.خواستم که دخترم به واسطه دین و علمش باعث سربلندی منو مامانش بشه.                              خدا رو هزار مرتبه شکر می کنم که یک گلی مثل شما رو به ما دادماچماچ

مهدیس مامان کچلیت مبارک:

مامانم ازم ناراحت نشو که کچلت کردم ناراحت.خوب مجبور شدم اخه دست میکردی تو موهات و موهات رو میکشیدی و می خوردی.معذرت می خوام  ولی پی پیت پر مو بود خیلی ناراحت می شدم که موهات رو می خوردی. منم کچلت کردم که :

                                    1-مو خوردن از ذهنت پاک شه 

                                    2-موهات پرپشت و خوشکل در بیاد

نمکی من اول که به دنیا اومدی موهات مشکی بود ولی بعداز کچل شدن موهات بور دراومد.

کچل شدی نمک شدی عزیزم.بغل 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)